خلاصه کتاب بیشعوری

دانلود رایگان خلاصه کتاب بیشعوری + PDF

از مجموعه خلاصه کتاب های مدیر جوان، خلاصه کتاب بیشعوری رو برای شما آماده کردیم که در انتهای مطلب می تونید PDF کتاب بیشعوری رو به زبان فارسی و انگلیسی دانلود کنید.

مجموعه کتاب های بی شعوری شامل سه کتاب است،کتاب نخست بی شعوری بس است دیگر،یا کتابی برای همه کس وهیچ کس.

نخستین هدف نوشتن این کتاب چنین است که برای افراد نقش خودآموز داشته باشد تا بی شعوری شان را کنار بگذارند.

باخواندن این کتاب متوجه می شویم که باهوش بودن وتحصیل کردن ربطی به بیشعور نبودن ندارد. مانند هیتلر که جزء نوابغ بود ولی چه بلایی سر مردم آورد.

بی شعوری مشکل ذهنی نیست و به این دلیل با هیچ دارو ودوایی قابل درمان نیست.بعنوان نمونه،فردی بیشعور اگر پدر باشد می تواند فرزندش را وادار به انجام هرکاری بکند،مثل زیاد درس خواندن،در حالی که خودش این کار رانمی کرده.

خواندن سه گانه ی بی شعوری (کتاب اول،دوم . سوم بی شعوری)راهی است برای عبور از از بی شعوری و رسیدن به جهانی عاری از بی شعوری،این ویروس کشنده و ویرانگرشخصیت آدمی است.

 

جلد کتاب بیشعوری
جلد کتاب بیشعوری ترجمه محمود فرجامی

 

بخش نخست خلاصه کتاب بیشعوری :بی شعور کیست؟

در اینجا چند مثال از چند آدم بی شعور می آورم

آقای فرد کسی است که همیشه درگیر بازی برد و باخت است و دوست  دارد در هرکاری که انجام می شود برنده شود حتی به قیمت تخریب کردن دیگران و بقول خودش آدم باید خودخواه باشد تا برنده شود.

اما در اصل فرد نه یک برنده است،بلکه یک بی شعور است،این بیماری باعث می شود آدم با دیگران رفتار بدی داشته باشد.

مبارزه با بی شعوری فقط از خود آدم برمی آید-دیگران یا از این قضیه سر در نمی آورند،یا خودشان هم بی شعورند-پس نمی شود ازشان توقعی داشت.

مثالی دیگر از یک فرد بی شعور مانند الکسیس ،که ایشان خانمی قدبلند و جذاب و بلوند بود و همیشه توقع داشت دیگران زیبایی های او را تحسین کنند.

یا هوربرت بچه ای نه ساله که نمی توانست ببییند بقیه سرخوش و بشاش اند و همیشه دوست داشت حال بقیه را بگیرد.

والتر که برای روابط  نامشروعش توجیه این را آورده بود که برای اجرای فرمان مسیح “به همسایه ات عشق بورز”

اطرافیان والتر کارها و روابط  نامشروع او را به شیطان نسبت می دادند اما واقعا این وضعیت به خاطر شیطان بود یا بی شعوری؟او یک بی شعور مذهبی بود.

هرآدمی ،پولدار،بی پول،پیر و جوان،زن و مرد می تواند به بیشعوری مبتلا شود.

اینکه باهوش باشید یا نباشید هیچ کدام باعث نمی شود به این بیماری دچار نشوید. بی شعوری مرضی است که می تواندهر کسی را در هر زمانی اوهم بدون هشدار قبلی آلوده کند.

این مثال ها را برای این آوردم که بگویم بی شعورها چه قدر متنوع اند.فرمول دقیقی برای بی شعوری وجود ندارد.

 

یک سری از خصوصیات مشترک بی شعورها

  • خود پسندی مفتضح
  • تکبر حتی در خیرخواهی
  • تنفرانگیزی در حد بسیار
  • میل به کسب قدرت حتی با خوار کردن دیگران
  • سواستفاده از آدم های ساده
  • تلاش برای کسب نکردن ویژگی انسانی

 

 بی شعوری چیست؟

تقریبا همه موافقند که “بی شعور کسی است که رفتار وقیح و نفرت انگیز دارد و هم بصورت کاملا ارادی و از آزاری که به دیگران می رساند قلبا خوشحال است”

بی شعوری یک نوع اعتیاد به قدرت ،تحقیر و سرکوب کردن دیگران،وظیفه شناسی ی حد و حصر و شهوت تسلط بر دیگران است.

این بیماری تعادل درونی خود فرد را به هم می زند و او را به بیچارگی و بدبختی می اندازد البته تا زمانی که آدم شود و اعتراف کند که “من بی شعورم”

 

افراد زیر در خطر ابتلای شدید به بی شعوری هستند :

  1. ماموران اداره ی مالیات
  2. افسران راهنمایی رانندگی
  3. کارمندان ادرارات دولتی
  4. تمام کسانی که می خواهند “وال ها” را نجات دهند
  5. آدم هایی که خودشان را درصف جا می زنند
  6. آن هایی که صدای پخش ماشین شان را تا آخر بلند می کنند
  7. هرکسی که این کتاب را جدی بگیرد.

و….

 

مثل بسیاری از بیماری ها ،بی شعوری ممکن است ارثی باشد.

بیش تر بی شعوری ها از روی رفتار تهاجمی و اخلاق رییس مآبانه شان تابلو می شوند.

 

برخی مهم ترین رفتارهایی که بی شعورها انجام می دهند عبارتند از:

  • برای دیگران مشکل به وجود می آورند
  • نیازی به ریشه یابی مشکلات ندارند چون همیشه یکی را پیدا می کنند تقصیرها را بیندازند گردنش

آیاواقعا بی شعوری یک مرض است؟ پاسخ من به این پرسش یک” بله “قاطع وبلند.بی شعوری مرض وقاحت و سواستفاده از آدم هاست.یک بی شعور نمی تواند به بقیه گیر ندهد چون اگر دست گیر دادن بردارد یا دیگران را تحقیر نکند خیلی راحت می میرد.

برای مدت ها بی شعوری یک بیماری یی بود که نباید اسمش را می بردیم،اما حالا وقتش است که واقعیت این بیماری پذیرفته و درمانش شروع شود.اگه دلمان برای خودمان نمی سوزد،باید برای آیندگان هم که شده این کار رابکنیم،دنیا در خطر بی شعوری است!

 

ماهیت بی شعوری

عوامل بسیاری وجود دارد که در مجموع ماهیت بی شعوری را تشکیل می دهند.بهتر است این عوامل مشخص شود تا بی شعور ها را بهتر بشناسیم.

ممکن است موقع خواندن این فهرست کشف کنید که خودتان هم بی شعورید.اشکالی ندارد این به معنا نیست که آدم بی ارزش و ناتوانی هستید بلکه صرفا به این معناست که بی شعورید.درک این مساله شانس بهبودی را بالا می برد.

یک دلیل ساده گرایش آدم ها به بی شعوری این است که با بی شعوری زودترمی شود به هدف منظور رسید.

 

پاره ای از ویژگی های بی شعور ها را بررسی می کنیم:

 

1-مراقبت خواهی

بی شعورها اعتقاد  دارند که تمام آدم های کره ی خاکی وظیفه دارند که خواسته های آن ها را برآورده کنند.

 

2-اعتماد به نفس

میزان اعتماد به نفس بی شعور ها غیرقابل تصوره.

 

بی شعورها:

  • معتقدند که موهبتی از سوی خدا بر جهانیان هستند
  • در ولخرجی پول دیگران خبره اند
  • به خودشان تلقین می کنند که هرگز اشتباه نمی کنند
  • و….

3-سو استفاده

بی شعورها به هر قیمتی شده می خواهند از دیگران سواستفاده کنند.هیچ کس نمی تواند از یک بی شعور سو استفاده کند مگراینکه یک بی شعور بزرگ تر باشد.

 

4- تهاجم

بی شعور ها نسبت به همه چیز گارد دارند و آماده ی حمله اند.در جنگ،در صلح و حتی در گفتن دوستت دارم حالت تهاجمی دارند.

مواردی که بی شعورها در حالت تهاجمی قرار می گیرند:

  • صبح که از خواب بیدار می شوند
  • وقتی که اقتدارشان زیر سوال می رود
  • وقتی که بخواهند قسط عقب افتادشان را بپردازند.
  • و….

 

5- تعصب

بی شعورها بدون استثنا نسبت به بی شعوری شان عرق خاصی دارند.

موارد زیر دغدغه اصلی و مشغولیت ذهنی بیش تر بی شعورهاست:

  • توانایی شان در این است که نشان دهند که همیشه صاحب قدرت و برتری هستند
  • دشمنان شان و اینکه چه کار می کنند
  • دوستانشان و اینکه چه کار می کنند
  • حساب و کتاب دقیق آدم هایی که به آن ها بدهکارند
  • اطمینان از اینکه یک آدم معمولی نیستند

 

6- وقاحت

از نظر یک آدم بی شعور زندگی یعنی پررویی

بی شعورها:

  • بی شعورها هرگز توی صف نمی ایستند و توی صف می زنند
  • همیشه با گوشه و کنایه حرف می زنند
  • حرف زدنشان با داد و هوار است
  • خواسته های شان همیشه دستوری است.”لطفا” و “خواهش” در ادبیات شان جایی ندارد.

 

7- تسلط بر دیگران

بی شعور ها همیشه نگران از دست دادن تسلط شان هستند،چه بر زندگی خودشان و چه بر زندگی کسانی که تحت تسلط شان هستند.

برای تداوم سلطه جویی وتسلط:

  • دوروبرشان پر از آدم های چاپلوسی می کنند که جز تملق بلند نیستند
  • تملق و چاپلوسی را راهی مناسب می دانند برای دست یابی و رسیدن به مقامات بالاتر

 

8- خوش گذرونی

به احتمال زیاد سخت ترین لحظه عمر یک آدم بی شعور زمانی است که بخواهد با بقیه شاد باشد یا بقیه را شاد کند.

بی شعور ها می توانند:

  • نیشخند بزنند
  • طعنه بزنند
  • همدیگر را به سخره بگیرند

 

9- تکذیب و انکار

بی شعورها انکار و تکذیب را یک جور هنر می دانند

بی شعورها:

  • فکر می کنند هیچ ایرادی ندارند و هیچ مشکلی تقصیر آن ها نیست
  • فکر می کنند که اخلاق کلمه ای است کاملا چرند و بی معنا

 

10- ارعاب

بی شعور ها عاشق این هستند که دیگران را به اسارت خود در آورند

بی شعورها

از دیگران انتظار دارند که اسباب خوشی شان را فراهم کنند.هرکسی که به اندازه کافی اسکل باشد تحت اسارت خود در می آورند.همیشه سعی می کنند در تجاوز حقوق دیگران پیش قدم باشند.

 

11-عشق

سیاره ی عشق آدم های بی شعور  این قدر کوچک است که جز خودش جایی برای یک نفر دیگر نیست.

بی شعورها عاشق این چیزها هستند:

  • خودشان
  • مقام شان
  • ثروت
  • علم شان

بی شعورها عشق شدیدی به داشتنن این چیزها  دارند

  • هرچیزی که صاحبش نیستند
  • قدرت
  • شهر ت

 

12-  فداکاری

کلمه ای است که در قاموس بی شعوری معنایی ندارد.از خودگذشتگی و فداکاری است.

بی شعورها ذاتا اهل رها کردن نیستند و اصولا نمی توانند چیزی را از دست بدهند.

 

13 – ارتباط

بیشعورها عاشق حرافی اند و اینکه بخواهند راجع به چیزی که حتی سر رشته ای ندارند اظهارنظر کنند.

بی شعور ها زمانی که بخواهند خواهان ارتباط با دیگران باشند:

  • عیب جویی می کنند
  • حرف اصلی شان آن چیزی نیست که می گویند
  • خودشان هم معنای حرف شان را نمی فهمند
  • بنا به دروغ عادت می گویند

 

14- گوش دادن

بی شعورها شنونده های خبره ای هستند که آن ها را وا میدارد تا نقطه ضعف دوستان ،همکاران و دشمنان شان را کشف کنند.تا از این اطلاعات در زمان مناسب استفاده ابزاری کنند.

 

15- بردباری و مدارا

بی شعورها با هرچیزی کنار می آیند به شرط اینکه در چارچوب هایی که خودشان معین کردند قرار داشته باشد.

 

16- خشم

بی شعورها همیشه اعصاب شان داغان است.آدم بی شعور معتقد است عصبانیت بهترین وسیله برای مواجه با جهان بی رحمی است که در آن زندگی می کنیم.

بی شعورها در مواقع زیر عصبانی می شوند.

  • اگر هوا ابری باشد
  • اگر هوا آفتابی باشد
  • اگر دوستی بخواهد طلبش را پس بگیرد
  • اگر کسی بخواهد آن ها را برای کاری که کردند سرزنش کند.

 

17- رابطه ی جنسی

بیش تر بی شعورها خود  ارضایی رابه ارضای نیازهای همسرشان ترجیح می دهند(چه زن،چه مرد)

 

18- گله کردن و غر زدن

بیش ترین حجم زر زدن و وراجی یا همان غر زدن در دنیا متعلق به بی شعورها است.

بی شعورها دربارهی این چیزها غر می زنند:

  • درباره ی هوا
  • اقتصاد
  • درباره ی طول مدتی که از بیکاری شان می گذرد
  • وقتی که دیگران ولی به دست بیاورند

 

19- شراکت

بی شعورها مدام در حال شراکت دیگران با خودشان هستند،مثلا همیشه آماده اند که دیگران را در این جور چیزها شریک کنند.

  • بدبختی شان
  • تقصیرهای شان
  • نظرات شان
  • چرت وپرت های شان

در یک سری چیزها هم هست که دوست ندارند با دیگران شریک شوند

  • پول
  • قدرت
  • دوستی
  • ایده های بکر

 

20- تناقض و معما

بی شعورها دمدمی مزاج اند و دارای کلی تناقض هستند.

بی شعورها:

  • درست موقعی که دارید صورت حساب شان را پرداخت می کنید،از استقلال اقتصادی شان حرف می زنند

مدعی اند که عاشق خدا و دشمن شیطان اند در حالی که از رفتارشان انکار اولی و ارادت به دومی بیداد می کند.

طبق این فصل می توانید بررسی کنید که آیا شما هم ماهیتی و نشانه ای از بی شعوری دارید یا خیر.

 

میزان بی شعوری

بی شعوری چیزی شبیه باد است.

از نظر میزان بی شعوری به سه دسته تقسیم شان می کنیم:

بی شعور تمام عیار معادل گردباد و توفان در بین بادها.این نوع بی شعورها مخرب ترین نوع بی شعوری هستند.همان هایی که معمولا عکس شان از تلویزیون به عنوان لات و لوت پخش می شود.

یک درجه خفیف تر از بی شعورهای تمام عیار،بی شعوری های گاه گاهی اند.آن ها مثل نسیم روزای گرم و شرجی اند.خوب اند،خوب اند،بعد یک هو اینقدر شدید می شود که نمی توانی چکار کنی.

رام ترین نوع بی شعورها،بی شعورهای آب زیرکاه هستند.این به این منظورنیست که بی خطرند بلکه این است که بی شعوری شان به چشم نمی آید.این بی شعورها مثل بادبهاری هستند.همین طور که آدم ازش لذت می برد یک دفعه متوجه می شود که سرما خورده.

وقتی که آدم های معمولی کلمه ی “بی شعور ” را می شنوند،فقط به بی شعور تمام عیار به ذهن شان می آید.همین مساله باعث می شود نتوانند بی شعورهای گاه گاهی و آب زیرکاه را تشخیص بدهند و بشناسند.علاوه براین ممکن است برخی از اشخاص به خاطر نادیده گرفتن شدت بی شعوری نفهمند که خودشان هم بی شعورند،اگر تمام عیار نباشند.

حالا می توانید حدس بزنید اگر بیشعور هستید نوع بی شعوری شما کدام است؟

 

بخش دوم خلاصه کتاب بیشعوری :

انواع بیشعوری:

 

بیشعوری معتدل

بیشعورهای معتدل همان بیشعورهای معمولی هستند که در پیاده رو،خیابان ها،مهمانی های خانوادگی و حتا رختخواب ما می شود راحت پیدای شان کرد.

در برخی موارد،تشخیص بی شعورهای معتدل از افراد عادی سخت است.اولین دلیلش این است آن ها بلدند چه طور ادای آدم های معمولی را دربیاورند که ما هم باورشان کنیم.

گاهی هم بدلیل مسایل عاطفی نمیخواهیم بپذیریم که بی شعورهای معتدل همان نزدیک ترین دوستان،فامیل یا حتی همسرمان هستند وچون معمولا دوست فکر کنیم که بیش تر مردم طبیعی و باشعورند.

در واقع به رغم وجود تمام خصوصیات عمومی بی شعوری در رفتار و کردار بی شعوری های معتدل،این نوع بیشعوری با قدرت به حیات خود ادامه می دهد که قربانیان بی شعوری های معتدل با میل و رغبت شرایط را تحمل می کنند

 

بی شعوری سه تکه

بی شعورسه تکه اشاره به بی شعوری است که در یکی از این سه مورد یا هر سه مورد-صنعت-بازرگانی و تجارت- حضور دارد.این سه حیطه رشته هایی هستند که بی شعورهای زیادی دارد.دلیلش هم ساده است:بی شعورها عاشق پول،قدرت و رقابت اند.

در واقع، تاریخ تجارت پر است از بی شعورها.در متنی باستانی با نام نکات مدیریتی چنگیزخان مغول،چهار مرحله رسیدن به مقامی که”ایلخان بی شعورها” نامیده شد،وجود دارد:

  • تمام رقیبان را بردار
  • قدرت را از آن خود کن
  • نیت واقعی خود را با دروغ و نیرنگ از دیگران پنهان کن
  • طوری عمل کن که کسی جز خودت سر از کارت در نیارد.

بی شعورهای سه تکه در رشته خودشان استادند.بی شعورها در ورزش های تیمی هم خوب بازی می کنند و همیشه بازیکن ثابت هستند.

برای تاجرها و کاسب های معمولی و سالم،رقابت یک محرک مفید است،اما در نظر بی شعورهای سه تکه رقابت یعنی جنگ و بکش و بکش،در هرکاری که مشغولند همه چیز را برای خودشان می خواهند و برای این هدف بی رحمانه کار می کنند.آن ها به برنده شدن قانع نمی شوند بلکه تلاش می کنند که رقیبان را به خاک سیاه بکشانند.

تاجر شرافتمند،شفاف کار می کند و چیز زیادی برای پنهان کردن ندارد،اما بی شعور تجاری حتی در خواب هم نمی گذارد کسی سر ازکارش درآورد.

البته حجم مبادلات و جابه جایی درتجارت بالاست و هرسال تعدادی از این بی شعور های تجاری مشمول جابه جایی شده و از صحنه حذف می شوند.هرچند معمولا به طور کامل حذف و نابود نمی شوند و چندی بعد با شکل و قواره ای تازه و در هیبت یک نام دهن پرکن- مشاور- دوباره سر و کله شان پیدا می شود:مهره هایی سوخته با نامی جدید.

 

بی شعور آزاد

بی شعوری های آزاد می توان به افرادی گفت که بی دلیل یا با داشتن دلیل و جو موجود در اعتراضات  شرکت می کنند.مثلا اعتراض علیه باران های اسیدی ،که شاید اصلا متوجه نشوند باران اسیدی چیست.

این بی شعورها شاید خطرناک ترین نوع بی شعورها برای جوامع متمدن باشند،آن هم فقط به دلیل واگیردار بودن این نوع بی شعوری.بیشتر بی شعورها به تنهایی کار می کنند اما بی شعور آزاد به این قصد در تجمعات حضور دارد که افراد دیگر را به خودش جذب کند.

پنج شاخصه ای که به طور معمول همه ی بی شعورهای آزاد و متمدن از آن برخوردارند این هاست:

  • بی شعورهای آزاد به موضوعات تک بعدی نگاه می کنند و همان زاویه دیدی را در نظر می گیرند که به نفع آن هاست.
  • این بی شعور ها کارشان نفرت ورزیدن نسبت به کسانی است که مخالف عقاید خودشان باشند.
  • آن ها برای خودشان حقوق ویژه ای در خصوص بی انصافی،دیگر آزاری و مرافعع قایل اندو
  • آن ها به همان قوتی که برای دیگران دروغ های شاخدار می بافند،همان دروغ ها را نیز از خودشان دریغ نمی دارند.
  • مهمتر از همه این که بی شعوری های آزاد اصلا حس شوخ طبعی و ظرفیت شوخی ندارند.اگر کاملا اتفاقی در مورد موضوعی که روی آن حساس اند جکی گفته شود چنان هیولایی می سازند که تردیدی برای نابودی آن برای هیچ کس نمی ماند.انگار می ترسند اگر سوژه خنده دیگران شوند اعتقادات پاک و راسخ شان خدشه دار شود.

بی شعور متحجر

مثل هر چیز خوب دیگری، دین هم اگر دست آدم های سواستفاده چی بیفتد،به کژراهه می رود.بی شعورهای متحجر به نام دین و مذهب فجایع زیادی انجام می دهند.

برای شناخت بی شعور متحجر باید قایل به دسته بندی برای تمایز آن ها از دیگران شد:

  • بی شعور متحجر حرفه یی:آدمی که با ریا و تظاهر و استفاده ی ابزاری از دین و مذهب کار وکاسبی راه انداخته و از این راه زندگی می کند.
  • بی شعور متحجر متعصب:آدم خشکه مقدس آتشی مزاج که به اندازه ی کافی سکس نداشته و می خواهد برای جبران عقده ی جنسی اش،اعتقاداتش را به دیگران تحمیل کند

بی شعور های متحجر مغرور و متکبر هستند.اما درعین حال درباره ی فوائد و لزوم فروتنی سخنرانی می کنند.

از نظرآن ها راه و روشی که آن ها انتخاب می کنند تنها روش درست زندگی کردن است.همچنین اهل ترحم و بردباری نیستند هر چند مدعی اند که رحمت و مهربانی جز آموزه های اصلی آیین آن هاست.بی شعور های متحجر در انجام و تولید گناه و ریاکاری مهارت فراوانی دارند.

 

 بی شعور دوران جدید

این نوع بی شعور ها برعکس بی شعورهای متحجر،همه چیز این دنیا رو خوب می بینند و اعتقاد دارند همه چیز جهان در نهایت کمال است. درنگاه نخست به نظر می رسد که این افراد بی شعور نیستند و فقط ابله هایی هستند که یک مشت چرت و پرت از مهمل گویی می شنوند باور می کنند.

بی شعورهای دوران جدید،طرفدار آرامش و سادگی اند. اگر یک نفر اضطراب داشته باشد این نوع بی شعورها او را آرام می کنند و به او توصیه می کنند که زندگی را سخت نگیرد.

مثلا گیاه خوارها می خواهند هر جور شده مردم متقاعد کنند که ادامه ی  زندگی با خوردن گیاهان و ویتامین ها امکان پذیر است.

برخی معتقدند که تصور خلاق،راه حل تمام مشکلات زندگی است.فقط کافی است چیزی را با تمام وجود بخواهی و تصورکنی.

بی شعور بورو کراتیک

این نوع بی شعورها به بی شعورهای اداری نیز معروفند.معمولا این افراد علاقه به این دارند که ارباب رجوع را سربدوانند.اکثر کسانی که در اداره ها کار می کنند بی شعور نیستند؛هرچند همه ی آن ها در خطر ابتلا به این بیماری اند.

بی شعورهای اداری در کشف شیوه های جدید کاغذ بازی و به تاخیر انداختن کارها از نیروی شگفت انگیزی برخوردارند.

هیچ چیز،بی شعور بورو کراتیک را خوشحال تر از این نمی کند که آن قدر ارباب رجوع را اذیت کنند که از دست شان شاکی شوند و زبان اعتراض باز کند.

 

بی شعور بدبخت

احتمالا بی شعوری های بدبخت نسبت به سایر بی شعورها از کمبود های عاطفی بیش تری رنج می برند.

این افراد همیشه در حال این هستند که دیگران بهشان ترحم کنند و به آن ها توجه کنند.مظلوم نمایی می کنند.

بی شعور بدبخت  مدام در حال نالیدن و ایرادگیری هستند.آن ها از ما انتظار دارند هیچ گاه از گله گزاری های همیشگی شان نرنجیم و به روی خود نیاریم.بی شعور بدبخت آن چنان ادای مظلوم نمایی را در نقشش خوب بازی می کند که هیچ کدام از بازیگران برنده ی جوایز اسکار هم نمی توانند به گرد پای او برسند.

 

بی شعور شاکی

بی شعورها زیاد در قید و بند عدالت نیستند.اگر بودند هیچ وقت نباید سروکله شان توی دادگاه پیدا می شد.کلا بی شعورها تمایل به عیب گیری و آبروریزی هرکسی هستند .بی شعورهای شاکی هرگز اقناع نمی شوند.به نظر بی شعور شاکی هرگز نه آسمان به اندازه کافی آبی است نه آب مرطوب، وبرای چیزهایی که به نظرشان مشکل دار هستند،همیشه یکی در آستین دارند که به عنوان مقصر نشان دهند،حتا شما دوست عزیز!

 بخش سوم : زمانی که جامعه بی شعور می شود

نشانه های بی شعوری در جامعه

  • انجمن حمایت از آزادی حمل اسلحه
  • استفادعه از حروف اختصاری کلمات
  • مدیر یک دقیقه یی
  • دیپلمه هایی که نتوانند مدرک دیپلم شان را از رو بخوانند
  • این که یک نفر آدم با یک جفت پا،500جفت کفش داشته باشد
  • اگر لالایی بلدی اول برای خودت بخون

و……

 

تجارت به مثابه ی بی شعوری

بی شعوری علاوه بر آلوده کردن افراد،محیط های پیرامون را نیز آلوده می کند.از جمله:گروه های عظیمی از مردم،از اهل تجارت گرفته تا اعضای اتحادیه ها،و گاهآ جامعه مثل بی شعورها رفتار می کنند.

به بی شعوری در حوزه وسیع،بی شعوری جمعی می گویند که حوزه تجارت یکی از مهم ترین حوزه های اجتماعی است که بی شعوری درآن بیداد می کند.

در جست وجوی جهانی بهتر و خصلت برتر بودن چیز خوبی است،اما در تجارت گاهی هدف اصلی یعنی کسب سود مشروع
و قانونی فراموش می شود.هنگامی که رو کم کنی،حرکات تبلیغاتی ،کسب امتیاز بیش تر و طراحی بازپرداخت های کلان و قمار روی سودهای زود بازده از هدف اصلی تجارت مهم تر باشند آن موقع است که تجارت روی بی شعوری خودش را نشان می دهد.

اشتراکات بی شعوری جمعی در دنیای تجارت:

  • پیش از آنکه خبرچینی زیرآبت را بزند،زیرآبش رابزن!
  • ردی از خود بر جای نگذار!
  • همه چیز را رد کن،مگر تعریف و تمجید از خودت!

و…..

 

بی شعوریسم

جذب و استخدام بی شعورها در هر کشوری بخشی از فعالیت های دولت دولت مرکزی است.دلیلش هم خیلی ساده است.دولت قدرت عمل زیادی در شکل دهی روش زندگی ما دارد و بی شعورها هم بدشان نمی آید از قدرت.مخصوصا قدرتی که با آن بشود به دیگران گفت “بخوان/بنویس” تا از طریق این آدم ها بتوان به استخدام دولت در می آیند.

چرا این قدر نهاد های دولتی به جای مستعد و رفیع کردن مشکلات اجتماعی ،آن ها را بدتر و خراب تر می کنند؟ چون دولت در مردابی از عدم شایسته سالاری فاجعه بار،وقت کشی و تشریفات زاید اداری بی پایان فرورفته . در مورد دولت کار از بی شعوری گذشته،صحبت از بی شعوری بیشینه است.

تنها راه نجات پاک کردن بی شعوری از جامعه اول به صورت فردی و بعد بصورت گروهی است.درست است که تا پیش از این هرگز نابودی بی شعوری دولتی امکان پذیر نشده ،اما تا پیش از 1969 هم سفر به ماه ممکن نشده بود.

 

بی شعورهای پدر خوانده

بی شعوری حتی در ادیان و مکاتب  هم نفوذ کرده است.یک سری بیشعور متحجر که مدعی بیان عشق الهی هستند.

کلیساها و معابد برخی مکاتب را بیرون انداخته و درهای شان را به روی کلاه برداران و تحریک کنندگان توده های مردم باز کرده اند.

آن پول که از طریق شبکه های مبلغین مذهبی کسب می شود به جیب چه کسی سرازیر می شود؟چه سازندگی یی از طریق این عواید صورت گرفته است؟؟؟

 

خواندن،نوشتن و بی شعوری

بی شعوری در نظام آموزشی و مدارس بیداد می کند.واقعیت این است که آدم های خوب زیادی مشغول به تدریس در مدارس هستند اما دولت هایی که برای معلم ها تعیین و تکلیف می کنند که چه چیز را چه طور درس بدهند ،گند زده اند به همه چیز آموزش و پرورش.از اینجاست که بی شعوری گسترش پیدا می کند.

برخی علایم این بی شعوری :

  • وقتی که بیش از نیمی از دانش آموزان در شانزده سالگی از نظام آموزشی کناره گیری می کنند،مدارس ما بی شعور شده اند
  • وقتی از حق هر دانش آموزی برای انتخاب دین جلوگیری می شود،مدارس ما بی شعور شده اند.

و….

تنها راه بهبود کیفیت آموزشی،بیرون کردن این بی شعورها از نظام آموزشی و بازگرداندن اهداف اصلی آموزش و پرورش است.یادگرفتن چگونه اندیشیدن،خواندن و نوشتن به بچه ها.

 

بی شعوری در رسانه

در حقیقت رسانه”به ویژه رسانه های دولتی”، کمال بی شعوری است.

اعضای رسانه باورشان شده که مبارزه با رسوایی ها ،شرارت ها و جنایات فقط از عهده ی آن ها بر می آید و دیگر هیچ.

رسانه ها نیز شهوت قدرت دارند.ارضا کردن شهوت قدرت رسانه بر می گردد به پرداختن به حواشی زندگی آدم های مشهور،یعنی آدم هایی که بنظر می رسد قدرت و اهمیت خاصی دارند.

اگر صاحب منصب خاصی آب از دماغه اش چکه کند،فورا در صدر خبرهای جهان قرار می گیرد،اما اگر همین آدم هفتاد و پنج هزار نفر زیر دستانش را اخراج کند،انگار هیچ اتفاقی  در هیچ کجای جهان رخ نداده است.

رسانه ها بی رحمانه بی رحم اند.هنوز آنقدر احساس وظیفه  وتعهد نمی کنند که گاهی به مخاطبانشان یادآوری کنند که چیزهای که این طور سیاه یا سفید گزارش می شوند همگی خاکستری اند.

رسانه ها سعی در تخریب مقام های دولتی دارند

از این به بعد سعی کنید روی رسانه کنترل داشته باشید.این طور که هر وقت از رادیو یا تلویزیون اخبار بی شعورانه شنیدید یا دیدید آن را خاموش کنید و جای آن یک کتاب خوب بخوانید

 

بخش چهارم خلاصه کتاب بشعوری :

زندگی با بی شعورها

 

کار کردن با بی شعورها

توی محل کار همه ی ما یک سری آدم بی شعور وجود دارد.آیا واقعا می توانیم با یک آدم همکار شویم و در عین حال شخصیت خودمان را هم حفظ کنیم؟راستش آسان نیست،ولی با اطمینان می گویم که این امکان وجود دارد.

در مرحله اول روی خودتان کار کنید.برای اینکه از عهده بی شعور ها بر بیایید باید دارای انگیزه و هدف های بزرگی باشید

که ایا کارم ارزش این را دارد که این بی شعور را تحمل کنم؟

قدم بعدی چند راه پیش ر وی شماست؟

  • با همکار بی شعورتان رقابت کنید که این کار پیشنهاد نمی شود.چون این خطر را دارد که شما هم تبدیل به یک بی شعور شوید
  • می توانید به امر به معروف و نهی از منکر متوسل شوید.اما بدانید اصلاح بی شعوری که از بی شعوری احساس ندامت نکرده محال اندر محال است.

در رابطه با بی شعورها در محل کار به این طریق برخورد کنید

اگر بی شعور رییس تان باشد:هرگز کاری نکنید که قدرت رییس تان به خطر بیفتد. در عو ض یاد بگیرید که با وی مثل خدایان  یا عضوی از خاندان سلطنتی رفتار کنید و خودتان را نسبت به اهداف و برنامه های وی مشتاق نشان دهید.

اگر زیر دستانتان بی شعور باشند. زیر دستان بی شعور مدام از کارشان می نالند به آن ها یادآوری کنید شما هم وقتی در موقعیت شان بودید همان کار لعنتی را انجام می دادید و بهشان بگوید صبر کنند تا آن ها از این موقعیت به موقعیت بالاتری منصوب شوند.

کار با همکاران بی شعور طرز برخورد این افراد با رییس و زیر دست فرق می کند. در برخورد با این افراد  باید باهوش باشید،حد و مرزها را بشناسید  و تصمیم بگیرید که چطور به فرد بی شعور بفهمانید تا احساس مسئولیت کند.

 

وقتی بی شعورها دوست تواند

نشانه های دوست های بی شعور

  • دوستی شان هیچ حد و مرز قانونی ندارد مگریکی ،انجام کارهایی که نفعی به حال آن ها داشته باشد.
  • آن ها حق دارند که هر قاعده ای را بنا به منافع شان تغییر دهند،اما شما این حق را ندارید.
  • باید همیشه در حال تعریف و تمجید از آن ها باشید. اگر ارادت تان را از آن ها دریغ کنید نمک نشناسید.
  • و….

 

ازدواج با یک آدم بی شعور

شاید چیزی دردناک تر از این در زندگی نباشد که صبح که از خواب بیدار می شویم متوجه شویم او که در رخت خواب کنارمان دراز کشیده بی شعوری بیش نیست.

راه مقابله با بی شعوری همسر چیست؟ طلاق؟ خودکشی؟ همسرکشی ؟یا آموختن راه و روش های زندگی مشترک؟

تنها راه ممکن گزینه ی اخر است.

  • این را پذیریم هرگز زندگی ایده آل به دست نمی آید،پس هرچه زودتر انتظاراتان را از زندگی زناشویی بیاورید پایین
  • تا جایی که امکان پذیر است با همسرتان با مهربانی و تماسح رفتار کنید.این کار باعث کاهش درگیری بین شما می شود.

و….

بی شعوری مادرزاد

گاهی ممکن است پدر و مادر آدم های با شعوری  باشند اما فرزندان بی شعور باشند.

مهم ترین اصول برخورد با بچه های بی شعور

  • هر وقت بچه های تان گریه و زاری کردند،نگاه کنید ببینید آسیب دیده اند یا خیر ؟ اگر نه،بگویید ساکت شوید ! خوش شان نمی آید که نیاید،”همینی که هست”
  • از بچه های شش سال به بالا بخواهید در کارهای منزل همکاری کنند تا مسیولیت پذیر بار بیایند
  • تلویزیون نقش مهمی در بی شعور کردن بچه ها دارد .این مثلا جعبه جادو را بیندازید دور”همینی که هست”

و….

 

بخش پنجم خلاصه کتاب بیشعوری :

راه های درمان

مرحله ی اول درمان بی شعوری پذیرفتن این مساله است که بی شعور هستیم که این مرحله سختی است چون هیچ کس نمی خواهد بپذیرد که بی شعور است.

درک مفهوم بی شعوری یعنی چی؟یعنی روبرو شدن شخص با همان چیزی که هست: بی شخصیت،بی ملاحظه؛مسئولیت ناپذیر و…

بی شعور برای درمان عمیق بیماری اش ،به ساعت ها تلاش در تنهایی نیاز دارد تا ببیند چرا در حق خودش آن کارهای لعنتی را کرده است.

اگر بی شعور بتواند این مرحله ی سخت را با موفقیت پشت سر بگذارد،به مرحله ی بعدی یعنی پشیمانی می رسد. از خلق و خوی سابقش بدش می آید،از آن همه خودخواهی و پستی.این پروسه ای است که خیلی به فرد بی شعور فشار می آورد.این نقطه مرز آدم شدن است.

او در این مرحله باید یاد بگیرد:

  • با دیگران همکاری کند
  • قدرتش را تقسیم کند
  • به دیگران اعتماد کند
  • دلش برای دیگران بتپد

و…

مرحله ی آخر هیچ وقت به انتها نمی رسد.بی شعور تحت درمان باید همیشه یادش  باشد که زمانی بی شعور بوده و اگر حواسش نباشد ممکن است این بیماری باز به سراغش آید.

 

ابزار درمان

الکلی ها و سیگاری ها می توانند به یک باره اعتیاد را بگذارند کنار اما یک بی شعور نمی تواند این کار را بکند چون او باید شخصیتش را عوض کند.کاری که یک شبه اتفاق نمی افتد.

فرد بی شعور ضمیرش را پاک کند و از نو بنویسد. فروتنی را جایگزین غرور کند،بزرگواری را جای گزین پستی و…

برنامه دوازده مرحله ای درمان بی شعوری

  • قبول کنید که مثل بی شعورها رفتار می کنید و در اثر بی شعوری زندگی خود و اطرافیان تان تبدیل به جهنم شده است.
  • بپذیرید که نیروی برتری وجود دارد که آدم را برای رستگاری آفریده و شما هم جز آفریده هاش هستید.
  • غر زدن را متوقف کنید تا آن نیروی برتر بتواند شما را هرجوری که شده از بی شعوری برهاند.
  • بدون هیچ تعارفی،فهرستی از همه ی کارهای خوب و بدی که کرده اید درست کنید.
  • به مردم آزاری اعتراف کنید.
  • از خدا بخواهید تا شما را ببخشد.
  • دیگر شرمنده ی بی شعور بودن نباشید به خودتان تلقین کنید که با شعورید.
  • فهرستی از کسانی که به آن ها ظلم کرده اید یا بی اعتنایی بنویسید. تلفن های شان را بپرسید و عهد کنید که کارهای بدتان را جبران کنید.
  • پیش هرکسی که اسمش در فهرست تان هست بروید و از وی عذر خواهی کنید،مگراین که قانون شما رو منع کرده باشد.
  • درهر زمان و مکان مراقب رفتارتان باشید.تا باز اشتباه نکنید و به سمت بی شعوری برنگردین
  • همیشه ارتباط تان را با خدا حفظ کنید
  • این روش ها را هم برای خودتان انجام دهید هم به دیگران توصیه کنید.

 

این ها را همیشه انجام دهید بصورت عادات مثبت در بیاید.

 

کلام اخر:
امیدوارم که این کتاب برای تان مفید باشد و با شناختن رفتار های بی شعورانه خودمان “حتی کوچک ترین رفتارها” و رفع آن ها گامی در جهت رشد شخصی خودمان برداریم و درنتیجه جامعه ای بهتر داشته باشیم

 

5/5 - (2 امتیاز)

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاپ آپ دوره رایگان کسب درآمد اینترنتی